عماد الدين حسن بن علي الطبري
382
كامل بهائى ( فارسي )
عمراند : هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ( يس 63 ) اين است جهنمى كه شما وعده داده شديد مخاطب ايشانند . مشهور است كه عمر روز حديبيه به ابى بكر گفت : أ ترى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و هو يرد المؤمنين . رسول صلّى اللّه عليه و آله از روى اضطرار مردم را بازمىگردانيد و او همچنين مىگفت . هشام بن حسان از بصرى روايت كرد كه با عمر گفت كه كار خلافت چرا با شورى افكندى گفت زيرا كه از رسول شنيدم يقول : يا عمر بن الخطاب لا اقف يوم القيمة إلّا و يد على بن أبي طالب فى يدى « 1 » ، نه ايستم روز قيامت مگر آنكه دست على بر دست من باشد . و ابو بكر و عمر به عيادت رفتند به آخر مرض موت و على عليه السّلام حاضر بود رسول گفت : ان لا يموت حتى توسعاه غدرا و غيظا ثم تجداه صابرا « 2 » . قال تعالى : ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ( فصلت 34 ) به درستى كه على نميرد تا آنكه شما عدر و خشم كنيد بر او پس او را صابر يابيد و خداى فرمود دفع كن با آنكه او بهتر است كه ناگاه يا بىآنكه ميان تو ميان او عداوت چنان كه پندارى كه او و ليست و حميم است . و اين جواب خصم است كه گويد عمر چون با اهل شورى انداخت اين حال مىگفت چرا على برآورد نكرد زيرا كه دست قدرت نداشت و رسول او را به صبر فرموده بود و سكوت . و همچنين حسن عليه السّلام صبر كرد و به سيرت پدر رفت رسول فرمود : مروتنا اهل البيت اعطاء من حرمنا ، و العفو عمن ظلمنا « 3 » . مروت ما اهل بيت را دادن است به كسى كه ما را محروم كرده و عفو است از كسى كه بر ما ظلم كرد . گويند كه حسن بن على با جمعى از خانه بيرون آمد به عزم مسجد رسول شامى او را بديد و در راه پرسيد كه اين مرد كيست گفتند حسن بن على عليه السّلام است گفت « هذا الضلال بن الضلال » حسن بن على عليه السّلام فرمود مگر غريبى و هيچ جواب نگفت و به مسجد رفت آن شامى ديگر بار به مسجد آمد و آن كلام اعاده كرده حسن عليه السّلام از سر لطف و كرم او را
--> ( 1 ) - سند اين مطلب بدست نيامد . ( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 249 و بحار الانوار 29 / 453 . ( 3 ) - بحار الانوار 71 / 414 و 77 / 143 با كمى اختلاف .